تبليغاتX
دو نیمه رویا...

نمی دانم چرا رفتی...؟

نمی دانم چرا شاید خطا کردم؟!

و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی...

نمی دانم کجا؟ تا کی؟ برای چه؟

 ولی رفتی...

و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارد...!

نمی دانم چرا؟

شاید به رسم عادت دلدادگیمان

باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت...

 دعا کردم!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/27ساعت 17:36  توسط اشکان و ... | 

احساس سوختن به تماشا نمیشود

 

آتش بگیر...

 

تا بدانی چه میکشم!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/04ساعت 21:30  توسط اشکان و ... |